فضائل اخلاقی ( تقوا و پرهیزکاری )

فضائل اخلاقی

ین بار بنا داریم در محضر قرآن و اهل بیت در مورد تقوا ، در خدمت شما باشیم.

آن چنان که معمول کار ماست ابتداء بررسی لغوی و سپس اصطلاحی واژه تقوا و سپس به ذکر

آیات نورانی وروایات مبارکه مرتبط با موضوع می پردازیم و در پایان حکایتی در این باب نقل خواهد شد :

تقوا در لغت یعنی حفظ شیء از آن چه به او زیان برساند (از مادّه (و ق ی ))

تقوا در اصطلاح یعنی خود نگهداری و حفاظت از شرور و آفات (از خدا ترسیدن)

آیات قرآن مبارکه در باب تقوی :

۱٫ بَلَى إِن تَصبِروا وَتَتَّقُوا وَیَأتُوکُم مِّن فَورِهِم هذا یُمدِدکُم

رَبُّکُم بِخَمسَهِ ءالافٍ مِّنَ المَلآئِکَهِ مُسَوِّمینَ (آل عمران آیه ۱۲۵)

بلی اگر شما صبر و مقاومت در جهاد پیشه کنید و پیوسته پرهیزکار باشید چون کافران

بر سر شما شتابان و خشمگین بیایند خداوند برای حفظ و نصرت شما

پنج هزار فرشته را با پرچمی که نشان مخصوص سپاه اسلام است به مدد شما میفرستد.

۲٫ ولاَ یَجرِمَنَّکُم شَنَئانُ قَومٍ أَن صَدّوکُم عَنِ المَسجِدِ الحَرامِ أَن تَعتَدوا

وَتَعاوَنوا عَلَى البرِّ وَالتَّقوَى وَلا تَعاوَنوا عَلَى الإِثمِ وَالعُدوانِ (مائده  آیه ۲)

و عداوت گروهی که از مسجد الحرام منعتان کردند شما را بر ظلم و بی عدالتی وادار نکند

و باید شما به یکدیگر در نیکوکاری و تقوی کمک کنید نه بر گناه و ستمکاری

۳٫ تلکَ الجَنَّهُ الَّتی نُورِثُ مِن عِبادِنَا مَن کانَ تَقِیّاً (مریم آیه ۶۳)

آن همان بهشتی است که ما بندگان پاک متقی خود را بالخصوص وارث آن می گردانیم

روایات شریف در باب تقوی :

۱٫ قال رسول الله (صلی الله علیه و آله) : مَن رُزِقَ تُقی فَقد رُزِقَ خَیرَ الدُّنیا وَ الآخِرَهِ

هر کس تقوی روزیش شود خیر دنیا و آخرت روزی او شده است

۲٫ قال أمیر المؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام

: إنَّ لأهلِ التّقوَی عَلاماتٌ یُعرَفونَ بِها : صِدقُ الحَدیثِ وَ أداءُ الأمانهِ وَ وَفاءُ العَهدِ.

برای تقوا پیشه کنندگان نشانه هایی استت که با آنها شناخته می شوند :

راستگویی ، أمانتداری وفای به عهد.

۳٫ قال أمیر المؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام : التقیُّ سابِقٌ إلی کُلِّ خَیرٍ

تقوا پیشه ، برای انجام هر کار خیری سبقت گیرنده است.

حال ، به ذکر داستانی در این مورد می پردازیم :

عاقبت تقوا

یکی از نویسندگان معاصر می نویسد : در أیامی که در قم تحصیل می کردم در مسجدی

برای نماز حاضر می شدم که امام جماعت مسجد از

مدرسین بزرگ و از مجتهدین عالی مقام و صاحب صد و چند تألیف علمی بود .

زهد وورع و پارسایی و فرار از ریاست و هوی و هوس از

وجود او می بارید و جز اهل علم ، او را نمی شناختند.

به تدریج با او آشنا شدم و پاره ای از مشکلات

روحی ام را با او در میان گذاشتم تا اینکه

روزی از او سؤال کردم این همه دانش وافر را چگونه و در چند سال آموختید

و این همه توفیق تألیف را از کجا یافتید ؟!

فرمودند : در شهرمان که زمستانی کم نظیر دارد ، در سن جوانی و در اوج شهوت

، طلبه بودم. برف زیادی باریده بود ، سرما کولاک می کرد ، هوا تازه تاریک شده بود.

زن جوانی درب حجره را زد، باز کردم. گفت :

از قریه چند فرسخی برای خرید به

شهر آمدم وقت گذشته اگر بخواهم تنها برگردم خطر دچار شدنن

به گرگ و دیگر خطرها را در پی دارم ، فضائل اخلاقی

، امشب مرا بپذیر پس از نماز صبح می روم راست می گفت دلم به حالش سوخت.

او را پذیرفتم. زیر کرسی نشست و پس از مدتی خوابش برد ،

شیطان به سختی وسوسه ام کرد.

ولی برای رضای خدا با عبایی پاره از حجره بیرون آمدم و به مسجد مدرسه رفتم

، سرما سنگ را متلاشی می کرد. تا صبح در مسجد به سر بردم.

از شدت برف و کولاک و سرما خوابم نبرد،

اذان صبح را گفتند ، نماز خواندم ،

در حالی که چند بار هیولای مرگ را بالای سرم دیده بودم.

به حجره رفتم ، زن بیدار شده بود ، از من تشکر کرد و رفت.

فضائل اخلاقی

از آن روز به بعد ، عقلی دیگر و نفس روحی دیگر پیدا کردم .

علوم را به سرعت درس می گرفتم.

به سرعت می فهمیدم و به سرعت ترقی می کردم و

از لطف خدواند این همه تألیف به یادگار گذاشتم.

 

برای ورود به کانال تلگرام کلیک کنید

 

لینک این صفحه

admin

دیدگاه کاربران ...

تعداد دیدگاه : 0

    لطفا قبل از ارسال سئوال یا دیدگاه سئوالات متداول را بخونید.
    جهت رفع سوالات و مشکلات خود از سیستم پشتیبانی سایت استفاده نمایید .
    دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.

    دیدگاه خود را بیان کنید

جدیدترین محصولات