غدیرشناسی – قسمت چهاردهم | حدیث دوات و قلم یا به تعبیری ماجرای یوم الخمیس

در این مطلب از غدیرشناسی، درباره حدیث دوات و قلم یا به تعبیری ماجرای یوم الخمیس مطالبی را خدمت مخاطبین سایت بهاردل (مقطع دبیرستان) می نماییم.

غدیرشناسی بستری برای افزایش معرفت نسبت به مسئله ولایت

ماجرای حدیث دوات وقلم

در روزهای پایانی عمر رسول خدا، آن حضرت به جمعی از اصحاب که به عیادتش رفته بودند، فرمود «قلم و دواتی برایم حاضر کنید تا برای شما نامه ای بنویسم که پس از آن گمراه نشوید» ولی بعضی از صحابه به مخالفت برخاستند و مانع نوشتن نامه شدند!

اسناد حدیث دوات و قلم

این حدیث درشش مورد از صحیح بخاری و سه مورد از صحیح مسلم که هر دو از معتبرترین کتب روائی اهل سنت است، آمده.

بخش نخست این ماجرا مطابق نقل «مسلم» در کتاب صحیح خود است:
سعید بن جبیر می گوید: ابن عباس گفته است: «یوم الخمیس، و ما یوم الخمیس ثم جعل تسیل دموعه حتی رأیت علی خدّیه کانها نظام اللؤلو. قال: قال رسول الله: «ائتونی بالکتف و الدواه ـ او اللوح و الدواه ـ أکتب لکم کتابا لن تضلوا بعده أبدا»

(پنج شنبه و چه روز پنج شنبه سختی بود! آنگاه ابن عباس گریست و سیل اشک او را دیدم که همچون رشته مروارید بر گونه هایش جاری شد. سپس ادامه داد: رسول خدا فرمود: برای من کاغذ و قلمی بیاورید تا برای شما نوشته ای بنگارم که پیش از آن هرگز گمراه نشوید …)

در بدو امر چنین به نظر می رسد که همه اصحاب که حضور داشتند با شنیدن این خواسته رسول خدا با شوق و علاقه فراوان قلم و دواتی حاضر کردند تا پیامبر اکرم وصیت نامه اش را بنویسد، زیرا از یک سو اطاعت فرمان رسول خدا واجب است و از سویی دیگر، این نوشته به هدایت جاویدان و ترک ضلالت آنان پیوند می خورد و از سوی سوم ،پیامبر در بستر بیماری و رحلتش نزدیک بود و طبعا کلماتی جامع و هدایت ویژه ای را عرضه می کرد.

ادامه…

از این رو باید برای دریافت این دستور العمل از سوی پیامبر و پیشوای خود، سر از پا نشناسد و بدون فوت وقت، قلم و دوات حاضر کنند ؛ ولی شگفت آور اینکه جمعی از صحابه با آن به مخالفت برخاستند

در حضور آن حضرت نزاع و درگیری شد! برخی گفتند : قلم و دوات را حاضر کنید و برخی گفتند نیازی نیست. در پاره ای از روایات ، نام آنان که مخالفت کرده اند ، نیامده است ولی در پاره ای از روایات تصریح شده است که “عمر” به مخالفت برخاست.

از جمله در صحیح بخاری آمده است که پس از درخواست رسول خدا برای مهیا ساختن قلم و دوات ، “عمر” گفت : “ان النبی غلب علیه الوجع و عندکم القران، حسبنا کتاب الله” ؛ (بیماری بر پیامبر چیره شده است (که چنن سخنانی می گوید)، قرآن نزد شماست و کتاب خدا ما را کافی است! )

غدیرشناسی در سایت بهاردل

ادامه…

بخاری در جای دیگر از کتابش نیز همین سخن را با اندکی تفاوت از عمر نقل کرده است، او می نویسد : ابن عباس می گوید : وقتی که بیماری پیامبر شدت یافت، فرمود: “ائتونی بکتاب اکتب لکم کتابا لا تضلوا بعده، قال عمر: ان النبی غلبه الوجع، و عندنا کتاب الله حسبنا”

(برای من کاغذی حاضر کنید، تا برای شما نامه ای بنویسم که پس از آن گمراه نشوید. عمر گفت: بیماری بر پیامبر چیره شده و کتاب الهی که ما را کافیست نزد ماست)

صحیح مسلم نیز در یک مورد ( از سه مورد ) نام معترض را عمر ذکر کرده است.
ولی با توجه به شباهت دیگر گفتارها با همدیگر، در مخالفت عمر با رسول خدا تردیدی نیست و اگر در نقل هایی آمده است “فقالوا” و یا آمده است”فقال بعضهم” معلوم است که یکی از مخالفت کنندگان با نوشتن وصیت نامه، عمر بوده است.

و همانگونه که قبلا اشاره شد، این ماجرا را بخاری شش بار و مسلم سه بار در کتاب خود آورده اند و از این احادیث استفاده می شود که بعد از مخالفت عمر، بعضی به حمایت از او و جمعی به مخالفت با او برخاستند.

این ماجرا را بسیاری دیگر از دانشمندان اهل سنت نیز در کتاب های خود نقل کرده اند ولی ما تنها احادیثی را که در صحیح بخاری و مسلم است که صحیح ترین کتاب نزد اهل سنت محسوب می شود مورد بررسی قرار می دهیم

تعبیرات مختلفی که در مخالفت با رسول خدا صلی الله علیه و آله گفته شد

اکنون به کلماتی که در مخالفت با فرمان حضرت بیان شده است، می پردازیم. باز تکرار می کنیم همه اینها در صحیح بخاری و مسلم است.

در یک مورد آمده است: “فقال بعضهم: ان رسول الله قد غلبه الوجع و عندکم القرآن، حسبنا کتاب الله”
در تعبیر دیگر آمده است: “فقال عمر ان رسول الله قد غلب علیه الوجع و عندکم القرآن، حسبنا کتاب الله”
در تعبیری شبیه به همان آمده است : “فقال عمر: ان النبی قد غلب علیه الوجع، و عندکم القرآن، حسبنا کتاب الله”
و در جای دیگر نیز به این صورت نقل شده است: ” قال عمر : ان النبی غلبه الوجع، و عندنا کتاب الله، حسبنا”

مطابق این تعبیرات، عمر برای جلوگیری از نوشتن نامه رسول خدا گفته است: ” بیماری بر رسول خدا چیره شده ( و نعوذ بالله نمی داند چه می گوید!) و قرآن که نزد شما هست، برای ما و شما کافی است “

در پنج مورد کلمه “هجر” (نعوذ بالله هذیان ) به کار رفته است، البته در پاره ای موارد به صورت استفهمامی و یک مورد به صورت اخباری.

اهل لغت نیز “هجر” را وقتی که به بیمار نسبت داده شود به معنای هذیان گویی دانسته اند.

“فیومی” در “مصباح المنیر” می نویسد : “هجر المریض فی کلامه هجرا ایضا خلط و هذی ؛ مریض در کلامش هجر گفت یعنی نامیزان حرف زد و هذیان گفت و به پرت و بلا گویی افتاد “

ادامه…

در لسان العرب نیز آمده است : ” الهَجْر : الهذیان و الهُجْر بالضم : الاسم من الاهجار و هو الفحاش و هَجَر فی نومه و مرضه یهجُر هجرا : هذی ؛ “هَجر” به معنای هذیان گویی است و “هُجر” که اسم مصدر است به معنای سخن زشت است و هنگامی که این واژه به آدم خوابیده و یا بیمار نسبت داده شود مفهومش اینست که او در خواب و یا حالت بیماری هذیان گفت و حرفهای نامربوط زد “

براستی چگونه می توان درباره حضرت محمد صلی الله علیه و آله که فرستاده خدا و رابط میان خدا و خلق شمرده می شود، این کلمات و سخنان را بر زبان جاری کرد ؟!! در حالی که قران در شأن او می گوید: (و ما ینطق عن الهوی)؛ او هرگز از روی هوای نفس سخن نمی گوید” و نیز قرآن می گوید : (و ما آتاکم الرسول فخذوه و ما نهاکم عنه فانتهوا )؛

آنچه را رسول خدا برای شما آورده بگیرید ( و اجرا کنید ) و از آنچه نهی کرده خودداری نمایید و نیز می فرماید: (فلْیحذر الذین یُخالفون عن أمره أن تُصیبَهم فتنه أو یُصیبَهم عذابٌ ألیم )؛ آنان که فرمان او را مخالفت می کنند باید بترسند از اینکه فتنه ای دامنشان را بگیرد یا عذابی دردناک به آنها برسد!

سرانجام واقعه یوم الخمیس

بعد از آن سخنان ناروا خطاب به پیامبر، بعضی از صحابه در محضر ایشان به نزاع و کشمکش پرداختند. جمعی با عمر همراهی کردند و گروهی با او به مخالفت برخاستند و می گفتند: بگذارید رسول خدا صلی الله علیه و آله وصیت نامه اش را بنویسد.

همانگونه که در بعضی از روایات صحیح بخاری آمده است: ” فاختلفوا و کثر اللغط؛ آن ها اختلاف کردند و هیاهو و داد و فریاد زیاد شد “

در چهار روایت در صحیح بخاری و صحیح مسلم آمده است: ” فتنازعوا و لا ینبغی عند نبی تنازع؛ به نازع و کشمکش پرداختند در حالی که این کار در محضر پیامبر صلی الله علیه و آله شایسته نبود”

در سه روایت در صحیح بخاری و مسلم ( با اندکی اختلاف در تعبیرات ) آمده است : ” فاختلف اهل البیت فاختصموا، فکان منهم من یقول: قرّبوا یکتب لکم النبی کتابا لن تضلوا بعده، و منهم من یقول ماقال عمر؛ اهل خانه اختلاف کردند و باهم به درگیری و خصومت پرداختند.

برخی از آن ها گفتند: قلم و دوات را حاضر کنید تا برای شما نامه ای بنویسم که پس از آن هرگز گمراه نشوید و برخی نیز سخن عمر ( که بیماری بر پیامبر غلبه کرده) را می گفتند “

این مطالب کاملا گویای آن است که در نزد پیامبر به خصومت و کشمکش و نزاع پرداختند و سخنان بالا رد و بدل شد.

عکس العمل پیامبر(با توجه به منابع اهل سنت)

عکس العمل رسول خدا در برابر برخوردهای ناروای جمعی از صحابه و نزاع و درگیری آنان، قابل توجه است. مطابق آنچه در صحیح بخاری و مسلم آمده، دو نوع عکس العمل ازآن حضرت نقل شده است:

۱-فرمود: ” قوموا عنّی و لا ینبغی عندی التنازع ؛ از نزد من برخیزید ( و دور شوید ) که در محضر من نزاع و کشمکش سزاوار نیست “
در این تعبیر کاملا خشم و ناراحتی رسول خدا صلی الله علیه و آله از سخنان، اعمال و رفتار آن ها آشکار است.

۲-هنگامی که نزاع و کشمکش پیش آمد و حرف های زشتی به آن حضرت زده شد فرمود: ” ذرونی ، فالذی انا فیه خیر مما تدعونی الیه ؛ مرا بحال خودم واگذارید ! چرا که این حالتی که من در آن هستم بهتر از چیزی است که مرا بدان فرا می خوانید”. ( اشاره به حالت توجه مخصوص به خدا در آخرین ساعات عمر است)

برای مشاهده تولیدات تصویری قرآنی بهاردل در سایت بهاردل اینجا کلیک کنید.

admin

دیدگاه کاربران ...

تعداد دیدگاه : 0

    لطفا قبل از ارسال سئوال یا دیدگاه سئوالات متداول را بخونید.
    جهت رفع سوالات و مشکلات خود از سیستم پشتیبانی سایت استفاده نمایید .
    دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.

    دیدگاه خود را بیان کنید

جدیدترین محصولات