غدیرشناسی – قسمت بیستم | آیاتی از قرآن کریم در اثبات افضلیت امیرالمؤمنین (علیه السلام)

در این مطلب از غدیرشناسی، به بیان آیاتی در خصوص افضلیت امیرالمؤمنین (علیه السلام) را تقدیم شما دوستداران اهل بیت (علیهم السلام) می نماییم.

غدیرشناسی سایت بهاردل

بعضی از آیاتی که افضلیت امیرالمومنین (علیه السلام) را ثابت می کند بیان کنید.

آیه انذار

در سال سوم بعثت آیه انذار عشیره نازل گردید و به پیامبر صلی الله علیه وآله فرمان داد که خویشاوندان خود را دعوت به اسلام نماید.

“و أنذِر عشیرتک الأقربین” ([ای پیامبر] خویشاوندان نزدیکت را انذار کن) در پی این فرمان الهی مبنی بر انذار و دعوت خویشاوندان به اسلام، پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله مجلسی را تشکیل داد و حدود چهل نفر از بستگان نزدیک خود را به خانه ابوطالب دعوت نمود که از جمله آنان حمزه و ابولهب بودند،

پس از صرف غذا و هنگامی که پیامبر صلی الله علیه وآله قصد اعلام این مأموریت را داشت ابولهب با سخنان خود زمینه ابلاغ این پیام را از میان برد لذا پیامبر صلی الله علیه وآله روز بعد غذایی تهیه کرد و آنان را دوباره به خانه ابوطالب دعوت نمود

و پس از صرف غذا فرمود: ای فرزندان عبدالمطلب، به خدا سوگند هیچ جوانی را در عرب نمی شناسم که برای قومش چیزی بهتر از آن چه من آورده ام آورده باشد؛ من خیر دنیا و آخرت را برای شما آورده ام و خداوند به من دستور داده که شما را به آئین اسلام دعوت نمایم؛

سپس فرمود: «أیکم یؤازرنی لیکون اخی و وارثی و وزیری و وصیّی و خلیفتی فیکم؟ کدام یک از شما مرا یاری می دهید تا پس از من برادر و وارث و وزیر و وصیّ و جانشین من در میان شما باشد»

جمعیت همگی از پاسخ دادن امتناع کردند جز علی علیه السلام که با وجود کمی سن از جا بپا خواست و عرض کرد: ای پیامبر، من در این راه یار و یاور خواهم بود. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله پس از تکرار این سخن و پاسخ نشنیدن از سوی دیگران دست به شانه علی علیه السلام نهاده

و فرمود: «هذا أخی و وارثی و وزیری و وصیّی وخلیفتی فیکم بعدی فاسمعوا له و اطیعوه؛ این [علی] برادر من و وارث و وزیر و وصی و جانشین من در میان شما پس از من خواهد بود به امر او گوش فرا دهید و از او فرمان برید.»

و بدین ترتیب پیامبراکرم صلی الله علیه وآله در همان آغاز بعثت خویش علاوه بر دعوت دیگران به اسلام، علی علیه السلام را به عنوان وزیر و وصی و جانشین خود به مسلمانان معرفی کرد و همگان را به اطاعت و پیروی آن حضرت فراخواند.

این حدیث را علاوه بر مفسران و محدثان شیعه، بسیاری از مورخان، مفسران و محدثان اهل سنت از جمله طبری، ابن اثیر، ابن ابی حاتم، ابن مردویه، ابن نعیم، بیهقی، ثعلبی و ابن ابی الحدید در کتب تاریخ، تفسیر و حدیث خود نقل کرده اند.

امام علی (علیه السلام)

آیه مودت

قرآن کریم در آیه ۲۳ شوری خطاب به پیامبر صلی الله علیه وآله می گوید: «قُل لَّا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبَى وَمَن یَقْتَرِفْ حَسَنَهً نَّزِدْ لَهُ فِیهَا حُسْنًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَکُورٌ» (بگو من هیچ پاداش از شما نمی خواهم جز دوست داشتن نزدیکانم و هرکس عمل نیکی انجام دهد به نیکی اش می افزاییم چرا که خداوند آمرزنده و شکرگزار است)

در شأن نزول آیه فوق روایت شده است: هنگامی که پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وارد مدینه شد و پایه های اسلام مستحکم گردید انصار نزد پیامبر صلی الله علیه وآله آمدند و به آن حضرت عرض کردند: اگر مشکلات مالی برای شما پیدا شد ما حاضر هستیم تمام اموالمان را بدون هیچ شرایطی در اختیار شما قرار دهیم که در این هنگام آیه فوق نازل شد و مسلمانان را به دوست داشتن خویشاوندان پیامبر صلی الله علیه وآله به جای مزد آن حضرت فرمان داد.

در این که مراد از خویشاوندان پیامبر صلی الله علیه وآله چه کسانی هستند اقوال مختلفی نقل گردیده است لکن نظریه ای که از همه معتبرتر بوده و مفسران شیعه و بسیاری از مفسران اهل سنت آنرا نقل کرده اند این است که مقصود از خویشاوندان پیامبر صلی الله علیه واله در آیه مذکور علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام هستند.

زمخشری و قرطبی از مفسران اهل سنت در ذیل آیه چنین آورده اند: هنگامی که آیه « قُل لَّا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبَى » نازل شد اصحاب پیامبر صلی الله علیه وآله خطاب به آن حضرت عرض کردند: ای رسول خدا! خویشاوندان تو که محبت نمودن به آنان بر ما واجب است چه کسانی هستند؟ پیامبر صلی الله علیه وآله در پاسخ فرمود: علی و فاطمه و دو فرزند آنان. واین سخن را ۳ مرتبه تکرار کرد.

براساس این آیه و روایت فوق و روایات فراوان دیگری که در مورد محبت نمودن به اهل بیت از سوی پیامبر صلی الله علیه وآله نقل گردیده است بر همه مسلمانان واجب است که اهل بیت پیامبر صلی الله علیه وآله را دوست داشته باشند و به آنان محبت ورزند و لکن دوست داشتن و محبت نمودن به این خاندان تنها به علاقه قلبی محقق نمی شود

بلکه علاوه بر آن، تبعیت عملی از آنان و پذیرش سخنان و پیمودن راه و عقیده آنان نیز لازم است زیرا نمی شود کسی ادعا کند من فردی را دوست دارم اما در عمل برخلاف راه و عقیده او عمل نماید

و اعمالی را انجام دهد که در نقطه مقابل راه و اعمال محبوب او قرار دارد و او ازاین اعمال تنفر دارد که چنین محبتی از دیدگاه قرآن محبت واقعی نبوده بلکه ادعای محبت است

چنان که در صدر اسلام یهود ادعا می کردند که ما خداوند را دوست داریم ولی با این ادعا حاضر نبودند به پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله ایمان آورند

و سخن و فرمان خدا را در این مورد بپذیرند که آیه نازل شد و به پیامبر صلی الله علیه وآله خطاب نمود که: « قُلْ إِن کُنتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللّهُ » (آل عمران/۳۱) ([ای رسول] بگو [به یهود] که اگر واقعاً خداوند را دوست دارید از من پیروی کنید تا خدا نیز شما را دوست داشته باشد)

و اساساً فلسفه این که در آیه مودت و روایات فراوان، محبت اهل بیت به عنوان یک تکلیف بر همه مسلمانان لازم شمرده شده،

جهت دادن به مسلمانان برای انتخاب راه و عقیده صحیح و عدم انحراف از خط رسالت پس از وفات پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله است و خداوند و رسول او با وجوب این تکلیف در پی آن بوده اند که مسلمانان پس از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله به سوی این خاندان متمایل گردند

و دین و عقاید خود را از آنان بگیرند تا بدین وسیله از مسیر حق و هدایت منحرف نگردند

زیرا این خاندان از همگان نسبت به شریعت الهی و آن چه خداوند بر پیامبرش نازل کرد آگاه ترند و بهتر می توانند مسلمانان را با تعالیم الهی آشنا سازند.

بر این اساس، این محبت، یک محبت شخصی که برخاسته از علایق خانوادگی که در هر پدر و فرزندی وجود دارد نیست بلکه یک محبت الهی است که نفع آن در نهایت به خود مسلمانان باز می گردد. چنانکه قرآن در آیه ای دیگر در این باره می گوید: « قُلْ مَا سَأَلْتُکُم مِّنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَکُمْ » (سبأ/۴۷) ( به مسلمانان بگو این مزدی که از شما طلب کردم [محبت خویشاوندانم] این به نفع خود شماست )

با توجه به مطالب فوق، هر چند ظاهر آیه مودت و روایاتی که در مورد محبت نمودن به اهل بیت از پیامبراکرم صلی الله علیه وآله وارد شده این است که همه مسلمانان موظفند به این خاندان محبت نمایند و آنان را دوست بدارند و لکن پیام اصلی این آیات معرفی اهل بیت به عنوان جانشین وجایگزین پیامبراکرم صلی الله علیه وآله و رهبری مسلمانان پس از رسول خداست.

ولایت امیرالمؤمنین (علیه السلام)

آیه مباهله

مباهله به معنای نفرین کردن دو نفر به یکدیگر است به این معنی که دو نفر یا دو گروه که با یکدیگر به گفتگو می نشینند و سخن و عقیده یکدیگر را نمی پذیرند با یکدیگر قرار می گذارند که از خدا بخواهند شخص دروغگو و کسی که بر باطل قرار دارد را هلاک سازد.

داستان مباهله صدر اسلام که آیه مباهله در مورد این قضیه نازل گردید بدین قرار است که گروهی از مسیحیان نجران که حدود ۶۰ نفر بودند برای گفتگو و بحث با پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وارد مدینه شدند

و لکن پس از گفتگو درباره مسائلی از جمله ولادت عیسی علیه السلام، سخن و عقیده پیامبر صلی الله علیه وآله را در این مورد نپذیرفتند که در پی این واقعه آیه ۶۱ سوره آل عمران که معروف به آیه «مباهله» است نازل شده و در آن به پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله خطاب کرد که: « فَمَنْ حَآجَّکَ فِیهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءکُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءکُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَهَ اللّهِ عَلَى الْکَاذِبِینَ؛

هرگاه بعد از علم ودانشی که به تو رسیده باز کسانی با تو به محاجه و ستیز برخیزند به آنها بگو: بیائید ما فرزندان خود و شما هم فرزندان خود و ما زنان خویش و شما نیز زنان خویش و ما جان های خود و شما نیز جان های خود را دعوت کنید آنگاه مباهله کرده و لعنت خدا را به دروغگویان قرار دهیم»

در پی نزول این آیه و درخواست پیامبر صلی الله علیه وآله از مسیحیان برای مباهله کردن، آنان از پیامبر صلی الله علیه وآله مهلت خواستند تا در این باره بیندیشند و با بزرگان خود به مشورت بنشینند.

پس از مشورت تصمیم گرفتند با پیامبر صلی الله علیه وآله مباهله کنند و لکن بزرگان آنان به مباهله کنندگان توصیه کردند که اگر مشاهده کردید پیامبر صلی الله علیه وآله با جمعیت و سر و صدای فراوان به مباهله آمد با او مباهله کنید و نترسید زیرا حقیقتی در کار نیست اما اگر او با افراد خاص و اندک خود به میعادگاه آمد بدانید که او پیامبر خداست و از مباهله با او بپرهیزید که نابود خواهید شد.

آنان وقتی طبق قرار قبلی به میعادگاه آمدند دیدند پیامبر صلی الله علیه وآله فرزندش حسین را در آغوش دارد و دست حسن را در دست گرفته و علی و فاطمه سلام الله علیهم اجمعین همراه او هستند و به آنان سفارش می کند که هرگاه من دعا کردم شما نیز آمین بگویید.

مسیحیان وقتی این صحنه را مشاهده کردند به وحشت افتادند و از اقدام به مباهله خودداری کردند و حاضر شدند با پیامبر صلی الله علیه وآله مصالحه نموده و به آن حضرت جزیه پرداخت نمایند.

این واقعه را بیشتر مفسران و محدثان اهل سنت در منابع تفسیر و حدیثی خود نقل کرده اند. و حتی صاحب تفسیر کشّاف از مفسران اهل سنت پس از نقل این روایت می گوید: این آیه قوی ترین دلیلی است که فضیلت اصحاب کساء(پنج تن آل عبا) را ثابت میکند.

و لکن اگر به خوبی به محتوا و متن این آیه دقت شود می توان بالاتر از این امر یعنی موضوع ولایت و خلافت امیرالمؤمنین علیه السلام را ازاین آیه استفاده کرد

با این توضیح که در این آیه خداوند از حسن و حسین علیهما السلام تعبیر به «ابناءنا» یعنی فرزندان پیامبر صلی الله علیه وآله و از فاطمه علیها السلام تعبیر به «نساءنا» یعنی زنانی که به پیامبر صلی الله علیه وآله تعلق دارند

و از علی علیه السلام به «انفسنا» کرده و «انفسنا» یعنی نفس و جان پیامبر صلی الله علیه وآله و از این تعبیر فهمیده می شود که علی علیه السلام مانند پیامبر صلی الله علیه وآله و همچون پیامبر صلی الله علیه وآله است

لذا بعد از رحلت و رفتن پیامبر صلی الله علیه وآله باید کسی در جای او بنشیند که همچون پیامبر و مانند اوست نه دیگران که مدت زیادی از عمر خود را در بت پرستی گذراندند؛

و از جهات متعدد دارای نقص و عیب بودند از جمله اینکه از جهت علم و آگاهی نسبت به مسائل شریعت که شاخصه اصلی و اولیه جانشینی پیامبر و خلیفه مسلمانان است در رتبه ای بسیار پایین قرار داشتند به گونه ای که بارها این سخنان را بر زبان جاری می کردند که اگر علی علیه السلام یا معاذ نبودند هلاک می شدیم یا میگفتند: همه مردم حتی زنان خانه نشین از ما داناتر هستند.

بنابراین آیه فوق نه تنها یکی از فضائل علی علیه السلام و فرزندانش به شمار می رود بلکه یکی از محکم ترین ادله بر ولایت و جانشینی علی علیه السلام پس از پیامبر صلی الله علیه وآله و شایستگی آن حضرت برای احراز این مقام نیز خواهد بود

لذا در مجلس بحثی که مأمون در دربار خود تشکیل داده بود از امام رضا علیه السلام سؤال کرد که چه دلیلی بر خلافت و جانشینی جدّت علی ابن ابی طالب داری؟ آن حضرت در پاسخ فرمود: آیه «انفسنا» یعنی آیه مباهله که در آن خداوند از امیرالمؤمنین علیه السلام به عنوان نفس و جان پیامبر صلی الله علیه وآله یاد کرده است.

آیات در فضیلت امام علی (علیه السلام)

آیه ولایت

قرآن در آیه ۵۵ سوره مائده خطاب به مسلمانان می گوید: « إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُواْ الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاَهَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاهَ وَهُمْ رَاکِعُونَ ؛ سرپرست و ولیّ شما تنها خداست و پیامبر او و آنان که ایمان آورده اند و در حال رکوع انفاق می نمایند»

شیعه و اهل سنت در شأن نزول این آیه از ابوذر غفاری روایت کرده اند که وی می گوید: روزی با رسول خدا صلی الله علیه وآله در مسجد نماز می خواندم، سائلی وارد شد و از مردم تقاضای کمک کرد ولی کسی پاسخ او را نداد در پی این امر سائل دست خود را به سوی آسمان بلند کرد

و گفت: خدایا شاهد باش که در من در مسجد رسول تو تقاضای کمک کردم ولی کسی جواب مرا نداد که در همین هنگام علی علیه السلام که در حال رکوع نماز بود با انگشت دست راست خود به سائل اشاره کرد.

سائل نزدیک آمد و انگشتر را از دست آن حضرت بیرون آورد.

پیامبراکرم صلی الله علیه وآله که در مسجد حضور داشت پس از نماز سر را به سوی آسمان بلند کرد

و فرمود: خداوندا، برادرم موسی از تو تقاضا کرد که سینه او را وسیع گردانی و کارها را بر او آسان نمایی و برادرش هارون را وزیر و یاورش قرار دهی.

خداوندا، من محمد برگزیده و پیامبر تو ام، سینه ام را گشاد نما و کارها را بر من آسان ساز و از خاندانم علی را وزیر من گردان تا به وسیله او پشتم قوی و محکم گردد. هنوز دعای پیامبر صلی الله علیه وآله به پایان نرسیده بود که جبرئیل نازل شد و آیه فوق را نازل نمود.

این آیه با کلمه «انّما» که در لغت عرب به انحصار دلالت دارد آغاز گردیده است و معنای آیه این است که ولی و سرپرست شما تنها خداوند و رسول او و کسی است که در حال رکوع در راه خدا انفاق می نماید و طبق روایتی که ذکر گردیده است این شخص تنها علی ابن ابی طالب است؛

براین اساس مطالبی که برخی از مفسران اهل سنت بیان کرده اند و «ولی» در آیه فوق را به معنای دوست و یاور دانسته اند صحیح نیست زیرا ولایت به معنای دوستی و یاری کردن تنها اختصاص به کسانی که در حال رکوع انفاق می کنند ندارد بلکه یک حکم عمومی است و تمام مسلمانان را در بر می گیرد و همه موظف هستند با یکدیگر دوست بوده و همدیگر را یاری نمایند

بلکه از اینکه قرآن این ولایت را منحصر به خدا و رسول و انفاق کننده در حال رکوع نموده، بدست می آید که این ولایت به معنای سرپرستی و صاحب اختیار و متصرف در امور بودن است

و این که این ولایت در ردیف ولایت خداوند و پیامبر او قرار گرفته است و هر سه با یک جمله بیان گردیده است خود، مؤید دیگری برای اثبات این معنی است.

السلام علیک یا امیرالمؤمنین (علیه السلام)

آیات تبلیغ و اکمال

پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله در سال آخر عمر مبارک خود به همراه مردم مدینه و دیگر سرزمین های اسلامی که جمعیت آنان بالغ بر صد هزار نفر می گردید عازم حجۀ الوداع شدند پس از انجام مراسم حج و در بازگشت،

هنگامی که به منطقه ای به نام «غدیرخم» رسیدند فرشته وحی بر آن حضرت نازل گردید و به پیامبر صلی الله علیه وآله فرمان داد که آنچه قبلاً بر او نازل شده است را به مردم ابلاغ نماید.

« یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ ، ای رسول، آن چه از طرف پروردگارت بر تو نازل گردیده را به مردم ابلاغ نما و اگر این کار را نکردی رسالتت را انجام نداده ای»

ولی پیامبر صلی الله علیه وآله از ابلاغ صریح این امر نگران بود و خوف آن را داشت که مردم نپذیرند و در برابر او به مخالفت برخیزند

زیرا از یک طرف علی علیه السلام پسر عمو و داماد آن حضرت است و می ترسد مردم تهمت خویشاوند بودن امام علی علیه السلام را به پیامبر صلی الله علیه وآله بزنند و بگویند پس از خود، پسرعمو و دامادش را بر ما مسلط ساخت

و از طرف دیگر امام علی علیه السلام در جنگ های متعدد اجداد و بستگان کافر بسیاری از این مسلمانان را به قتل رسانده و آنان از او کینه شدیدی به دل دارند

و از سوی دیگر افراد منافق فراوانی که در میان مسلمانان وجود داشتند مانع بسیار بزرگی برای خلافت و ولایت امام علی علیه السلام به شمار می رفت،

چنانچه در روایتی که از پیامبراکرم صلی الله علیه وآله نقل گردیده به این موضوع اشاره شده است؛ لکن خداوند در ادامه این آیه به پیامبرش اطمینان می دهد که از هیچ چیز و هیچ کس خوفی نداشته باشد زیرا خداوند او را از شر مردم نگه می دارد.

« وَاللّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللّهَ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الْکَافِرِینَ؛ خداوند تو را از خطرات مردم نگه می دارد و خداوند جمعیت کافران را هدایت نمی کند.»

در پی نزول این آیه پیامبر صلی الله علیه وآله دستور توقف مسلمانان را صادر کرد و به آنان فرمان داد که صبر نمایند تا آنان که عقب هستند به جمعیت ملحق شوند و آنان که پیشاپیش قافله در حرکت بودند بازگردند.

پس از اجتماع، مسلمانان نماز ظهر را به اقامت پیامبر صلی الله علیه وآله اقامه کردند سپس آن حضرت فرمان داد تا از جهاز شتران منبری را برای آن حضرت تهیه نمایند. پس از حمد و سپاس الهی فرمود: من به همین زودی دعوت خدا را اجابت کرده و از میان شما می روم.

من مسئول هستم و شما هم مسئولید. شما در مورد من چگونه شهادت می دهید؟ مردم با صدای بلند گفتند: ما گواهی می دهیم که تو وظیفه رسالت را ابلاغ کردی و شرط خیرخواهی را انجام دادی، خداوند تو را جزای خیر دهد.

سپس فرمود: آیا شما گواهی به یگانگی خدا و رسالت من و حقانیت روز رستاخیز می دهید؟ همگان گفتند: آری، گواهی می دهیم.

سپس فرمود: خدایا گواه باش. پس از بیان این سخنان و گرفتن اعتراف مبنی بر توحید و نبوت و معاد و صدق گفتار و کردارش در این مورد، دست علی علیه السلام را گرفت و بلند کرد

و فرمود: ای مردم! چه کسی از همه مردم نسبت به مسلمانان از خود آن ها سزاوارتر است؟ همه گفتند: خدا و پیامبر او داناتر هستند. پیامبر صلی الله علیه وآله فرمود: خدا ولی و رهبر من است و من مولی و رهبر مؤمنان هستم و نسبت به آنان از خودشان سزاوارترم.

سپس فرمود: «من کنت مولاه فهذا مولاه؛ هرکس من مولا و رهبر او هستم این علی نیز مولی و رهبر اوست.» و این سخن را سه بار تکرار کرد و به دنبال آن سر را به سوی آسمان برداشت

و فرمود: «اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و احب من احبه و ابغض من ابغضه و انصر من نصره و اخذل من خذله و ادر الحق معه حیث دار؛ خدوندا دوست بدار کسی که او را دوست بدارد و دشمن بدار کسی که او را دشمن بدارد و محبوب بدار کسی که او را محبوب بدارد و مبغوض بشمار کسی که او رامبغوض شمارد و یاری نما کسی که او را یاری نماید. خوار گردان کسی که او را خوار گرداند و حق را به همراه او بدار به هر سویی که او رود»

پس از پایان سخنان پیامبر صلی الله علیه وآله و ابلاغ این پیام الهی آیه اکمال دین نازل شد و خطاب به همه مسلمانان گفت: «الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا؛ امروز آئین شما را کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را به عنوان آئین شما پذیرفتم.»

در روایات نقل گردیده است که پس از نزول این آیه، پیامبر صلی الله علیه وآله خود در خیمه ای نشستند و علی علیه السلام در خیمه ای دیگر، و به مسلمانان فرمان دادند که این حادثه را به آن حضرت و حضرت علی علیه السلام تبریک بگویند

و از جمله افرادی که به حضور پیامبر صلی الله علیه وآله و امام علی علیه اسلام رسیدند خلیفه دوم بود که با جملات ذیل، به آن حضرت تبریک گفت: «بخ بخ یابن ابی طالب، اصبحت و امسیت مولای و مولا کل مؤمن و مؤمنۀ؛ مبارک باد بر تو ای فرزند ابوطالب که مولای من و تمام مردان و زنان با ایمان شدی.

و به این ترتیب بود که پیامبراکرم صلی الله علیه وآله به فرمان الهی ولایت و خلافت علی علیه السلام را به صراحت به مسلمانان اعلام کرد

و مسلمانان را به پیروی از امام علی علیه السلام پس از خود توصیف نمود و لکن با تأسف فراوان عالمان و اهل سنت این آیه و روایات نقل شده در این مورد را همانند دلایل دیگری که در این مورد وجود دارد توجیه و تأویل نمودند

و بدین وسیله حقیقت امر را به بسیاری از مسلمانان پوشیده داشتند و آنان را از این نعمت عظیم ولایت که موجب سعادت انسان در دنیا و آخرت می گردد محروم ساختند.

«برای مشاهده تولیدات تصویری قرآنی در کانال ایتا اینجـــا کلیک کنید.»

admin

دیدگاه کاربران ...

تعداد دیدگاه : 0

    لطفا قبل از ارسال سئوال یا دیدگاه سئوالات متداول را بخونید.
    جهت رفع سوالات و مشکلات خود از سیستم پشتیبانی سایت استفاده نمایید .
    دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.

    دیدگاه خود را بیان کنید

جدیدترین محصولات