تجربه معلمین موفق قرآن – استاد محمد خواجوی

در آموزش قرآن عوامل مختلفی وجود دارد: محتوای درسی، معلّم ، محیط و نحوه ی ارزشیابی.

محتوا را باید با توجه به وضعیت سنّی و ذهنی قرآن آموز تعیین کرد ولی چون آموزش و پرورش کشور شمول است ، محتوای درس قرآن را در سطح مدارس کشور برنامه ریزی می کند نه در سطح مدارس ویژه و این به خاطر نبودن امکانات آموزشی است نه به خاطر عدم استعداد و توانمندیهای دانش آموزان مدارس دولتی.

در آموزش و پرورش محتوای هر درسی تعیین شده است. مثلا در مورد آموزش قرآن ابتدایی گفته اند فرآیندی است برای دست یابی مختصری به روان خوانی و مفاهیم قرآن. و در راهنمایی فرآیندی است برای دست یابی به روان خوانی ، صحیح خوانی و مفاهیم قرآن. البته  در دبیرستان تعریف مشخص و خاصی نداریم. به هر حال این هدف گذاری باید باشد تا معلم بتواند برای رسیدن به این اهداف از امکانات و روشهای مناسب استفاده کند. هرچند مدارس ویژه با توجه به امکانات و علاقه بیشتر شاگردان ، می توانند فعالیتهایی بیشتر از کتاب رسمی ارائه دهند.

man

hand

تجربه

 امّا درباره ی عامل بعدی، معلّم باید از جهت آموزشی در زمینه ی قرآن با معلومات بوده و روش انتقال آنها را به شاگردان بداند و در کلاس داری مسلّط باشد. داشتن صوت و لحن در انتقال بهتر مؤثّر است. عدّه ای صوت و لحن را مناسب قرآن نمی دانند. ما می بینیم غربی ها در جهت اهداف خود از هنر در سطح بالایی استفاده می کنند. در حالی که آنها مبدع این کار نبودند و پیامبر گرامی اسلام مبدع این کار بودند که فرمودند: زیّنوا القُرآن بِاصواتِکُم. یعنی قرآن با اینکه کلام استوار و معجزه ی الهی است، آنرا با صوت زیبا ارائه دهید. ما نباید از پیامبر اکرم جلوتر بیفتیم.

کلاس قرآن باید شاداب باشد و این منافاتی با رعایت حرمت قرآن ندارد. متأسفانه وقتی جایی قرآن خوانده می شود، انسان فکر می کند مجلس ترحیم است، در حالی که قرآن برای زنده هاست.

در آموزش باید یک سیر منطقی و منسجم وجود داشته باشد و معلم پراکنده گویی نکند. مثلا معلمی که تجوید می داند نباید در دبستان در کلاس قرآن تجوید آموزش دهد.

ما چون در فارسی اشتراکاتی با زبان عربی داریم می توانیم از این آموخته ها در آموزش قرآن استفاده کنیم. در صامت ها ما ۲۸ حرف عربی را در فارسی داریم و در مصوت ها فتحه و ضمه و کسره و صداهای کشیده و تشدید را داریم و فقط تنوین رفع و جر را در فارسی نداریم. کشف مجهولات از سیر در معلومات به دست می آید.

در روخوانی و روانخوانی < مهارت > نقش اصلی را  دارد. و گرنه دانش آموز دبیرستان ، صامت و مصوت را می شناسد و باید بتواند حروف و کلمات و عبارات قرآنی را بخواند. ضعف او در مهارت خواندن قرآن است که باید با زیاد خواندن این ضعف رفع شود.     در آموزش قرآن باید از وسائل کمک آموزشی مثل فیلم، نوار، کامپیوتر و … استفاده کرد. وسائل کمک آموزشی امروز حرف زیادی در دنیا می زنند. لذا باید از نوارهای قرآنی یا صوت زیبا که مورد علاقه دانش آموزان و بزرگسالان می باشد ، استفاده کرد. عبدالباسط گفته بود : من در اوگاندا یک ماه رمضان شبها قرآن می خواندم، در این مدّت حدود ۵۰ نفر مسلمان شدند. این اثر قرآن و زیبا خواندن آن است. در مقابل صدای زشت ممکن است اثر منفی داشته باشد. سعدی می گوید:

گر تو قرآن بر این نمط خوانی                                                 بـبـری رونـق مسـلمـانی.

در نوار قرآن آموزش ابتدایی باید از صدای جوان استفاده کرد که شاگرد بتواند او را الگوی خود قرار دهد.

تکلیف به عنوان تمرین آموزش کلاس لازم است. لیکن باید آنرا تلطیف کرد، چون بچه ها از تکلیف، زده هستند. این تکلیف را می توان به شیوه های دیگر ارائه داد مثلاً در قالب حلّ جدول یا در قالب مسابقه ی قرآن. جوایز مسابقات در مدارس دولتی در سطح پایین است ولی در مدارس ویژه که دستشان باز است، باید دقّت کرد که از حدّ اعتدال خارج نشود. همچنین می توان از تصاویر زیبا با رنگ آمیزی عالی استفاده کرد که در کتابهای درسی قرآن از این امر استفاده شده است. این کارها در کتابهای درسی دیگر انجام میشود ، در حالی که در قرآن سزاوارتر است. شاید بعضی به این تصور که قرآن مقدس است و نباید با این کارها آلوده شود ، در آن تردید می کنند.

ما در سفر فرانسه به یک کلیسا رفتیم. نورپردازی و صحنه به قدری حساب شده و جذّاب بود که بینندگان را بی اختیار می گرفت. اینها از همین نعمتهای خدا در حدّ عالی در جهت اهداف باطل خود استفاده می کنند در حالی که ما باید در راه اهداف متعالی خود از این نعمتهای الهی بهره بگیریم. یا در بوسنی قرآن مصوّر با ورق بسیار عالی و نقاشی زیبا با رنگ آمیزی عالی دیدیم که انسان از دیدن آن سیر نمی شد.

همچنین از داستانهای قرآن که جذاب است باید استفاده کرد. هر چند نقش داستانهای قرآن فقط جنبه هنری آن نیست. در این داستانها یک دنیا معارف و اخلاق وجود دارد همچون صداقت ، امانتداری ، پاکدامنی ، ارزش انسان ، تأیید الهی از مردان حق.

در بُعد آموزش باید به استعدادهای فردی دانش آموزان توجه داشت و برای شاگردان با استعداد علاوه بر نسخه عمومی ، نسخه های فردی مناسب پیچید.

مثلا تحقیق قرآنی به او داد و  یا اگر به قرائت علاقه دارد ، نوار قرائت داد و یا او را به حفظ تشویق نمود خصوصاً حفظ موضوعی که بهتر از حفظ معمولی است. ما می بینیم بحث حفظ در مواردی که با اجبار همراه بوده آثار منفی داشته هر چند این تحمیل در قالب تشویق انجام شده است. داستانهای قرآنی بیانگر هدف هستی و رشد دهنده گرایشهای فطری است که با آموزش آنها الگوی مناسب از ستاره داستان برای شاگردان ارائه می شود و لذا بهتر است داستانهای مربوط به پیامبر اسلام و حضرت أمیر المؤمنین علیهما السلام بیشتر کار شود. در این داستانها ایمان و باور به خدا و یاری او در شنونده تقویت می شود. همچنین حب خدا و اولیاء دین و بغض دشمنان خدا و دشمنان اولیاء الهی در شاگردان بیشتر می گردد.

quran

web

تشویق در کار آموزش لازم است چون نیرو بخش است و شخصیت می دهد و فرد را شاداب و شکوفا می کند. عامل دیگر جایگاه و ارزشیابی است. متأسفانه قرآن جایگاه درستی در آموزش و پرورش ندارد. مثلا معلم ریاضی وقت کلاس قرآن را برای ریاضی می گذارد. گویا درس قرآن یک درس زائد و جنبی و فرعی و طفیلی است. این أمر هم آموزش قرآن را پایین می آورد و هم القاء می کند که قرآن ارزش و جایگاهی ندارد. جایگاه اجتماعی ریاضی و فیزیک به مراتب بالاتر از قرآن است. متأسفانه مدیران مدارس هم به این مسأله دامن می زنند. اگر دانش آموزی درسهای دیگرش خوب بود به معلم قرآن فشار می آورند که نمره قرآن را در سطح دروس دیگر بدهد البته آنها هم متأثر از اولیاء دانش آموز هستند. ارزشیابی خیلی مهم است و می تواند آثار مفیدی داشته باشد و ضعف کتاب یا معلّم یا دانش آموز را نشان دهد ولی متأسفانه ارزشیابی درس قرآن درست انجام نمی شود.

عمل به قرآن به صورت مجرد قابل پیگیری نیست. ممکن است یک نفر پیدا شود ، خودش به تنهایی به قرآن عمل کند و لو جامعه خراب باشد ولی مشکل

جامعه با این یک نفر حل نمی شود. این بحث به جامعه و نظام اجتماعی مربوط می شود. باید دانش آموز الگو داشته باشد و باورش بشود که باید به قرآن عمل کند. متأسفانه او الگوهای قرآنی را در مدرسه ، خانه و جامعه نمی بیند ، هرچند حرفش را همه جا می شنود. لذا به یک سردرگمی و چند گانگی می رسد. ما دچار التقاط هستیم  نظام اجتماعی خود را از شرق و غرب و اسلام گرفته ایم در حالی که اسلام وقتی نتیجه می دهد که همه دستوراتش با هم عمل شود. وقتی جامعه سالم باشد و فرزند عملا رفتار صحیح را از پدر و مادر و اطرافیان ببیند ، به طور طبیعی درست تربیت می شود. البته از تلاشهای فردی در تربیت نباید غافل و مأیوس بود. در محیطهای کوچک مثل مدرسه الگوهای تربیتی می تواند تا حدودی مؤثر باشد. معلم با عمل به آداب و احکام می تواند الگوی شاگردان باشد. معلمی که خودش هنگام قرائت قرآن حرف می زند ، طبیعی است که نمی تواند به دانش آموز بگوید احترام قرآن را نگه دار ، اما معلمی که وقتی سر صف قرآن می رسد می ایستد و گوش می کند ، دانش آموزان از او عملا احترام به قرآن را فرا می گیرند. یکی از رموز موفق پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله این بود که هر چه گشتند چیزی خلاف آنچه می گوید در عمل او پیدا کنند ، پیدا نکردند. او خودش جلوتر از همه عمل می کرد. عامل بودن معلم و باور داشتن او آثار مفید تربیتی دارد. ممکن است کسی متولّی کار قرآن باشد ولی قرآن را باور نداشته باشد. ما باید باور داشته باشیم که این قرآن شفاست. اگر قاری خیلی زیبا بخواند ولی باور نداشته باشد ، قدرت انتقال و اثر کمتری دارد. معلم باید با همه وجودش قرآن را منتقل بکند. خیلی افراد در دنیا هستند که دنبال حق می گردند و اگر از ما حقیقت را ببینند ، می پذیرند. با حرف که کار پیش نمی رود. بله چند دانشمند ممکن است قرآن را بخوانند و به آن احترام هم بگذارند ، اما عامه مردم دنیا دنبال الگوی عملی می گردند. اگر ببینند در کشور اسلامی همه راست می گویند ، رشوه و تهمت

Bahare

Bahare del

و دزدی در کار نیست ، همه به حق خود راضی اند ، آنها به اسلام می گروند. ما به عنوان معلم قرآن نباید خلاف قرآن با بچه ها برخورد کنیم. قرآن می گوید : لِمَ تَقولونَ ما لا تَفعَلون. این کار به قدری آثار سوء دارد که خدا به خشم می آید. چون دیگران را نسبت به دین بدبین می کند. معلم قرآن باید خودش را با قرآن تطبیق دهد و حرکاتش مستند به قرآن باشد. خیلی از امور جامعه از قومیت و آداب و رسوم سرچشمه گرفته نه از دین. معلم قرآن باید سر کلاس تمام آداب قرآنی را رعایت کند ، احترام به شاگردان بگذارد و آنها را مؤدب صدا کند ، البته همه معلم ها باید چنین باشند ولی معلم قرآن بیش از همه لازم است اینگونه باشد. بچه ها الگو پذیرند و ما باید امیدوار باشیم. از طرف دیگر محیط مدرسه را نمی توان صد در صد بسته قرار داد و از اجتماع دور کرد بلکه مدرسه باید پلی باشد برای ورود به اجتماع. اگر میکروب مرض خطرناکی در جامعه شیوع داشته باشد ، نمی توان مردم را در خانه نگه داشت بلکه باید آنها را واکسینه کرد. خانه و مدرسه نباید بچه ها را از جامعه منفک کند چون بعد از ورود به جامعه اینها از جامعه بیگانه اند و رفتار نا مناسب از خود نشان می دهند.

رسم الإملاء برای آموزش بهتر است. در آموزش ما اجازه داریم مقداری از حد فنّی خارج شویم. مثلا ما چیزی به اسم حروف والی نداریم اما برای آموزش ، این حروف را کنار هم گذاشته و این تعبیر را به کار می بریم. البته بعد از آنکه شاگردان شما روخوانی و روانخوانی را با رسم الإملاء خوب یاد گرفتند ، می توانید رسم الخط های مختلف را طی چند پلی کپی به آنها آموزش دهید.

عمده مشکل ما در قرآن در سطح آموزش و پرورش یکی معلم است که به لحاظ معلومات قرآنی و روش کلاس داری ضعیف اند. ( ذات نا یافته از هستی بخش / کی تواند که شود هستی بخش ) مشکل کتاب درسی نیست. بهترین

محتوا را دست معلمی ضعیف بدهیم ، کاری نمی تواند بکند. مشکل دوم جایگاه و ارزشیابی درس قرآن است. باید این دو را ابتدا سامان داد. البته کتابهای قرآن باید در طول زمان مثل همه کتابهای درسی کامل شود. ولی اگر کتابهای موجود  پنج در صد نقص دارد ، بهتر است روی تربیت معلم سرمایه گذاری کنیم که اگر معلم قوی وتوانمند بود کتاب هر چه باشد او می تواند خوب تدریس کند.

 

لینک این صفحه

 

برای ورود به کانال تلگرام کلیک کنید

admin

دیدگاه کاربران ...

تعداد دیدگاه : 0

    لطفا قبل از ارسال سئوال یا دیدگاه سئوالات متداول را بخونید.
    جهت رفع سوالات و مشکلات خود از سیستم پشتیبانی سایت استفاده نمایید .
    دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.

    دیدگاه خود را بیان کنید

جدیدترین محصولات