اخلاق (مذمّت تکبر)

در حدیثی از حضرت ختمی مرتبت صلی الله علیه و آله نقل شده که : إنّی بُعِثتُ لأتَمّمَ مَکارِمَ الأخلاقِ ( بحار الأنوار جلد ۶۸ ص ۳۸۲) همانا من مبعوث شده ام که شرافت های اخلاقی را تمام کنم.

و نیز از سرور جوانان اهل بهشت حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام نقل است که فرمود : إنّ أحسَنَ الحَسَن الخُلقُ الحَسَن (وسایل الشعیه جلد ۱۲ ص ۱۵۳) همانا بهترین نیکی ها اخلاق نیکو است.

اهمیتی که در دین مبین اسلام به التزام به اخلاق حسنه و ترک اخلاق رذیله داده شده است مانند مباحث توحیدی بسیار بسیار زیاد است. اساسا تقسیم بندی کلی علم از زبان حضرت پیامبر صلی الله علیه و آله به صورت زیر است : [ إنّما العِلمُ ثلاثهٌ : آیهَ مُحکمَهٌ أو فَریضَهٌ عادِلهَ أو سُنّهٌ قائِمَهٌ وَما خَلاهُنّ فَضلٌ (اصول کافی جلد ۱ ص۳۲) همانا علم سه چیز است آیه ی محکم یا فریضه عادله یا سنت پایدار و غیر از اینها فضل است]

صاحبان اختصاص در شرح حدیث مذکور گفته اند که مراد از « سنه قائمه » همان اخلاق حسنه است.

در راستای خدمت به معلمین ارجمند درس قرآن و درس دین وزندگی ، برآن شدیم که مکارم اخلاقی به این نحو مطرح کنیم : ابتدا آیات قرآن مربوطه را عرضه کنیم سپس احادیثی را از ذوات مقدس معصومین در مورد آن موضوع خاص مطرح می کنیم و در پایان با ذکر داستانی از تعلیمات أهل بیت پیامبر به صحابه ، نوشته خود را پایان دهیم.

و اما آیات مربوط به تکبر :

  • إِن فِی صُدورِهِم إِلّا کِبرٌ ما هُم بِبالِغیهِ (سوره غافر آیه ۵۶)

نیست در سینه های ایشان مگر کبر و سرکشی که به آن نخواهند رسید

  • فَالّذینَ لا یُؤمِنونَ بِالآخِرَه قُلوبُهُم مُنکِرَهٌ وَ هُم مُستَکبِرونَ (سوره نحل آیه ۲۳)

کسانی که سرای دیگر را باور نمی کنند ، دلهایشان انکار کننده است و ایشان تکبر کنندگان.

  • کذلکَ یَطبَعُ اللهُ عَلی کُلّ قلبِ مُتَکبّرٍ جَبّارٍ (سوره غافر آیه ۳۷)

این چنین خداوند مهر می کند بر هر دل تکبر کننده سرکش

  • ألَیسَ فِی جَهَنّمَ مَثویً للمُتَکبّرینَ (سوره زمر ایه ۶۱)

آیا نیست در دوزخ آرامگاه تکبر کنندگان

  • قیلَ ادخُلوا أبوَابَ جَهَنّمَ خالِدینَ فیها فَبِئسَ مَثوَی المُتکبّرینَ (سوره زمر آیه ۷۲)

 درآیید به درهای دوزخ در حالی که در آن همیشگی باشید پس دوزخ بد جایگاهی است برای تکبر کنندگان.

حال برخی از روایات وارد شده در این باب را نقل می کنیم :

  • امام صادق علیه السلام : الکِبرُ أن تُغمِضَ النّاسَ وَ تُسَفّهَ الحقّ ( کافی جلد ۲ ص ۳۱۰ ) کبر آن است که مردم را کوچک بدانی وخوار شماری و حق را سبک جلوه دهی
  • پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله : لا یَدخُلُ الجَنّه مَن کان فِی قلبِهِ مِثقالَ ذَرّهٍ مِنَ الکِبرِ ( قواعد شهید ، بحار جدید جلد ۷۳ ص ۷۳ )

هرگز داخل بهشت نمی شود کسی که هموزن ذره ای از کبر در دلش باش

  • إنّ المُتکبّرینَ یُجعَلون فِی صُوَرِ الذرِّ یَتَوَطأهُمُ النّاسُ حَتّی یَفرغ اللهُ مِنَ الحِسابِ ( کافی جلد ۲ ص ۳۱۱ ) متکبران به صورت مورچگان ضعیفی می شوند و مردم آنان را پایمال کنند تا خداوند از حساب فارغ شود
  • امام سجاد علیه السلام : وَإنّ أحَبّ العِبادِ إلیکَ مَن تَرَکَ الإستکبارَ وَ جانَبَ الإصرارَ وَ لزِمَ الإستغفارَ وَ أنا أبرَأ إلیکَ أن أستکبِرَ ( صحیفه سجادیه دعای ۱۲ ) محبوبترین بندگان نزد تو کسی است که تکبر را رها کند و از اصرار بر گناه دوری نماید و استغفار را ملازم باشد و من به سوی تو بیزاری می جویم از اینکه تکبر کنم و تو را نخوانم
  • پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله : مَن تَواضَعَ لله رَفَعَهُ اللهُ وَ مَن تَکبّرَ خَفَضَهُ اللهُ ( بحار الأنوار جلد ۱۶ باب التواضع)

هر کس برای خدا فروتنی کند خداوند اورا والا می گرداند و هرکس تکبر کند خدا اورا پست می فرماید.

در باب تکبر داستانی بسیار زیبا را مرحوم شهید مطهری در کتاب «داستان راستان» نقل کرده اند. اصل داستان در << کتاب اصول کافی جلد دوم >> نقل شده است:

رسول اکرم طبق معمول در مجلس خود نشسته بود. یاران گرداگرد حضرتش حلقه زده او را مانند نگین انگشتر در میان گرفته بودند در این بین یکی از مسلمانان – که مرد فقیر ژنده پوشی بود – از در رسید. وطبق سنت اسلامی – که هر کس در هر مقامی هست همین که وارد مجلسی می شود باید ببیند هر کجا جای خالی است همانجا بنشیند ، و یک نقطه مخصوص را به عنوان اینکه شأن من چنین اقتضا می کند در نظر نگیرد – آن مرد به اطراف متوجه شد ، در نقطه ای جای خالی یافت ، رفت و آنجا نشست از قضا پهلوی مرد متعین و ثروتمندی قرار گرفت. مرد ثروتمند جامه های خود را جمع کرد و خودش را به کناری کشید ، رسول اکرم که مراقب رفتار او بود به او رو کرد و فرمود :

  • ترسیدی که چیزی از فقر تو به او بچسبد ؟
  • نه یا رسول الله    
  • ترسیدی که چیزی از ثروت تو به او سرایت کند؟
  • نه یا رسول الله
  • ترسیدی که جامه هایت کثیف و آلوده شود ؟
  • نه یا رسول الله
  • پس چرا پهلو تهی کردی و خودت را به کناری کشیدی ؟
  • اعتراف می کنم که اشتباهی مرتکب شدم و خطا کردم. اکنون به جبران این خطا و کفاره گناه ، حاضرم نیمی از دارایی خودم را به این برادر مسلمان خود که در باره اش مرتکب اشتباهی شدم ببخشم ؟

مرد ژنده پوش : ولی من حاضر نیستم بپذیرم.

جمعیت : چرا ؟ چون می ترسم روزی مرا هم غرور بگیرد و با یک برادر مسلمان خود آن چنان رفتاری بکنم که امروز این شخص با من کرد.

( داستان راستان جلد اول صفحه ۶۲)

گردآورنده : محمد زرگر

admin

دیدگاه کاربران ...

تعداد دیدگاه : 0

    لطفا قبل از ارسال سئوال یا دیدگاه سئوالات متداول را بخونید.
    جهت رفع سوالات و مشکلات خود از سیستم پشتیبانی سایت استفاده نمایید .
    دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.

    دیدگاه خود را بیان کنید

جدیدترین محصولات